شنبه چهاردهم مهر 1386
صبر و موفقیت
امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید :«آدم صبور وپرحوصله پیروزی را ازدست نخواهد داد هرچند زمان درازی برای رسیدن به آن صرف کند.» (نهج البلاغه حکمت 152 )
پیروزی وموفقیت، آن محبوب عمومی است که همه افراد بشردرهر رشته وهرمقام که هستند وسیله وراه آن را جستجو می کنند . بدیهی است که هرکس محبوب ومطلوبی دارد وآرزوی رسیدن به آن محبوب همواره دل او را زنده می دارد وهمیشه دراندیشه وتفکر است که چه وسیله ای به او کمک خواهد کرد که موفق شود وبه محبوب ومطلوب خود برسد . افراد واشخاص درتشخیص این وسیله یکسان نیستند . کسانی که واقع بین نیستند وبا وهم وخیال می خواهند مسائل زندگی راحل کنند خیال می کنند تنها چیزی که باید به کمک ویاری آدم بیاید واو را به موفقیت برساند ، بخت وتصادف است .گمان می کنند هرکس بایک بخت وشانس مخصوص به دنیا آمده است . اگر خوشبخت به دنیا آمده است هیچ چیزنمی تواند اورابدبخت کند واگربد بخت وبدشانس به دنیا آمده هیچ چیز قادر نخواهد بود او را خوشبخت سازد . نه علم ، نه ایمان ،نه عمل ونه اخلاق ! به هرراه راست وصراط مستقیم که قدم بگذارد آن بخت بد وسیاه همچون سایه همراه اوست ونمی گذارد به نتیجه برسد . به گمان این اشخاص هیچ قدرتی درجهان قادرنیست که خوشبخت را بدبخت وبدبخت را خوشبخت نماید .این یک طرز تفکراست که متاسفانه درمیان بسیاری ازمردم شیوع دارد .بدیهی است اگر بشراندکی واقع بین باشد وروابط علی ومعلولی حوادث وقضایای عالم را درک کند ودرمسائل جهان ،علمی وبادقت فکرکند می فهمد که مسئله شانس وبخت یک خیال بیش نیست . نه عقل شانس را به رسمیت می شناسد ونه دین ، خداوند هیچ کس راخوشبخت بالذات وبدبخت بالذات نیافریده است .گلیم بخت هیچ کس نه آن چنان سفید بافته شده که قابل سیاه شدن نباشد ، ونه آنچنان سیاه بافته شده است که قابل سفید شدن نباشد . گلیم بخت هرکس همان صفحه روح وقلب خود اوست . این صفحه هم قابل سفید شدن وصیقل یافتن است وهم قابل سیاه شدن وتکدر یافتن .
ادامه مطلب
یکشنبه هشتم مهر 1386
خواب یا بیدار
خواب یا بیدار؟ این دیوار تا کی؟ یار! تا کـی؟
بی خبر از یار بودن، یار! تاکی...یار! تا کـی
عشــق بالاپـوش خود را در کجا از بر بر آرد
منتظـر در جـاده ء رگبـار تا کــی، یار! تا کی
کـی کلـید خانـه ء مـا یـــک ســلام تازه گـردد؟
در پـس بـن بست ها دیـدار تا کـی...یار! تا کی
خانه یـی خواهم - ولو یک خانه ء تنگ کرایـی
زیستن در هوتـل پنــدار تا کـــی؟ یـار! تا کــی
سر به زانویم گــذاری...گــاه بوســه...گاه قصه
دلخوشی با قصه در بازار تا کی ؟ یار! تا کــی

